تبلیغات
عشقم ملیحه

....

برخی آدمها به یک دلیل

" از مسیر زندگی ما میگذرند "

تا به ما درسهایی بیاموزند

که اگر می ماندند

هرگز یاد نمی گرفتیم..



[ جمعه 28 تیر 1398 ] [ 06:46 ب.ظ ] [ علی ............. ]

...

دیگه دنیا جای خوبی نیست. عشق و دوست داشتن دیگه افسانه شدن. واسه هرلحظه زندگی احساس پشیمانی و یاس دارم.



[ یکشنبه 16 تیر 1398 ] [ 03:38 ب.ظ ] [ علی ............. ]

...

این دنیا دیگر جای قشنگی نیست. پر از خالی بودن آدم هایی که همیشه خاموشند. دیگر هیچ تلاشی برای نگاهی که سالها انتظارش خریدنی بود نمیکنم.



[ جمعه 7 تیر 1398 ] [ 04:03 ق.ظ ] [ علی ............. ]

...

آزاد آزادم ببین


چون عشق درگیر من است


دیگر گذشت آن دوره که


تقدیر زنجیر من است


شاید نمی دانی، ولی ، از خود خلاصم کرده ای


آیینه ی خالی فقط ، امروز تصویر من است


از عشق تو بر باد رفت ، آن آبروی مختصر


من روح بارانم ، ببین ، چون عشق تقدیر من است !




[ جمعه 7 تیر 1398 ] [ 04:01 ق.ظ ] [ علی ............. ]

دیگه هیچ چیز زیبا نیست


من بر آنم كه درین دنیا
_خوب بودن _به خدا
سهل ترین كارست
و نمی دانم
كه چرا انسان
تا این حد
با خوبی
.بیگانه است

و همین درد مرا سخت می آزارد.



[ جمعه 7 تیر 1398 ] [ 03:56 ق.ظ ] [ علی ............. ]

كی رهایی آید و كی بال پروازی رسد؟

كی رهایی آید و كی بال پروازی رسد؟

مانده ام تنهادر روزگار بی كسی
نه یك عشـق،نه یك یاد،نه هم نفسی


این درون سوزنده تر از آتش كوه
سیلاب غمم سخت تر از بحرطوفانی نوح


خنده ام تلخ تر از گریه ی ابر!
شادی ام ناپیدا،مثل آن قطره ی بحر!

خسته ام،بس نیست این تكرار بی پایان!
ماندن بی انتهادرپس میله های سرد این زندان




[ جمعه 16 فروردین 1398 ] [ 01:54 ق.ظ ] [ علی ............. ]

...

  1. خسته ام از این هوای تاریک و بارانی
از این دلتنگی و درد و پریشانی



خسته ام از این قلبهای بی احساس
از این گونه های خیس و التماس



خسته ام از این روزهای تنهایی
از این بیهوده امیدها به نور و رهایی


خسته ام از این حرفهای بی پایان
از این قلب نا امید و همیشه نالان

خسته ام از تیک تیک ساعت دیوار
از ناله های درد دل همیشه بیمار

خسته ام از این آدمک های زشت و بی قلب
از این دنیای بی رنگی و زمستون سرد

کاش میشد که آسمان را دوباره رنگ کنیم
خسته ام از این باغهای بی گل و بی رنگ و بی برگ

کاش میشد که دیگر حرفی برای گفتن نداشت
خسته ام از این شعرهای بی پایان و بی وزن





[ جمعه 16 فروردین 1398 ] [ 01:51 ق.ظ ] [ علی ............. ]

....

دیگه خسته شدم از این همه درد

دیگه خسته شدم از این همه جفا و نامهربونی

دیگه خسته شدم از این همه حس و حال بد

دیگه خسته شدم از همه وهم و خیال که همشون به نفرت و درد تبدیل شدن

هیچی راست نبود همه چی دروغ بود.




[ جمعه 16 فروردین 1398 ] [ 01:45 ق.ظ ] [ علی ............. ]

...

نتیجه تصویری برای دلم گرفته

[ پنجشنبه 15 فروردین 1398 ] [ 06:52 ب.ظ ] [ علی ............. ]

ولنتاینت مبارک عشقم

آهای همسر مهربونم
دوستتت داشتم
دوستت دارم
ودوستت خواهم داشت
از آن دوستت دارم ها که
کسی نمی داند ...
که کسی نمیتواند ...
که کسی بلد نیست ...



[ پنجشنبه 25 بهمن 1397 ] [ 10:53 ب.ظ ] [ علی ............. ]

3 شب

3 شب



[ یکشنبه 30 دی 1397 ] [ 12:04 ق.ظ ] [ علی ............. ]

...

عشقم دوستت دارم



[ شنبه 8 دی 1397 ] [ 12:06 ق.ظ ] [ علی ............. ]

پوچ پوچ

آه ای زندگی منم که هنوز

با همه پوچی از تو لبریزم

نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم
همه ذرات جسم خاکی من
از تو، ای شعر گرم، در سوزند
آسمانهای صاف را مانند
که لبالب ز بادهء روزند
با هزاران جوانه می خواند
بوتهء نسترن سرود ترا
هر نسیمی که می وزد در باغ
می رساند به او درود ترا
من ترا در تو جستجو کردم
نه در آن خوابهای رویایی
در دو دست تو سخت کاویدم
پر شدم، پر شدم، ز زیبائی
پر شدم از ترانه های سیاه
پر شدم از ترانه های سپید
از هزاران شراره های نیاز
از هزاران جرقه های امید
حیف از آن روزها که من با خشم
به تو چون دشمنی نظر کردم
پوچ پنداشتم فریب ترا
ز تو ماندم، ترا هدر کردم
غافل از آن که تو بجائی و من
همچو آبی روان که در گذرم
گمشده در غبار شوم زوال
ره تاریک مرگ می سپرم
آه، ای زندگی من آینه ام
از تو چشمم پر از نگاه شود
ورنه گر مرگ من بنگرد در من
روی آئینه ام سیاه شود


[ سه شنبه 13 آذر 1397 ] [ 12:09 ق.ظ ] [ علی ............. ]

...

تو از جنس دروغی ..... چهار ماه مزخرف رو بهم دادی. تو کی هستی؟؟؟، تو هیچی. زندگی عاشقانه با تو ؟؟؟ فقط ی کابوسه. گند زدی به زندگیم



[ دوشنبه 12 آذر 1397 ] [ 08:45 ق.ظ ] [ علی ............. ]

...

ی عمر دنبال ی دروغ دویدم. دیگه خسته ام.



[ دوشنبه 12 آذر 1397 ] [ 12:25 ق.ظ ] [ علی ............. ]