تبلیغات
عشقم ملیحه

...

عشقم دوستت دارم



[ شنبه 8 دی 1397 ] [ 12:06 ق.ظ ] [ علی ............. ]

پوچ پوچ

آه ای زندگی منم که هنوز

با همه پوچی از تو لبریزم

نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم
همه ذرات جسم خاکی من
از تو، ای شعر گرم، در سوزند
آسمانهای صاف را مانند
که لبالب ز بادهء روزند
با هزاران جوانه می خواند
بوتهء نسترن سرود ترا
هر نسیمی که می وزد در باغ
می رساند به او درود ترا
من ترا در تو جستجو کردم
نه در آن خوابهای رویایی
در دو دست تو سخت کاویدم
پر شدم، پر شدم، ز زیبائی
پر شدم از ترانه های سیاه
پر شدم از ترانه های سپید
از هزاران شراره های نیاز
از هزاران جرقه های امید
حیف از آن روزها که من با خشم
به تو چون دشمنی نظر کردم
پوچ پنداشتم فریب ترا
ز تو ماندم، ترا هدر کردم
غافل از آن که تو بجائی و من
همچو آبی روان که در گذرم
گمشده در غبار شوم زوال
ره تاریک مرگ می سپرم
آه، ای زندگی من آینه ام
از تو چشمم پر از نگاه شود
ورنه گر مرگ من بنگرد در من
روی آئینه ام سیاه شود


[ سه شنبه 13 آذر 1397 ] [ 12:09 ق.ظ ] [ علی ............. ]

...

تو از جنس دروغی ..... چهار ماه مزخرف رو بهم دادی. تو کی هستی؟؟؟، تو هیچی. زندگی عاشقانه با تو ؟؟؟ فقط ی کابوسه. گند زدی به زندگیم



[ دوشنبه 12 آذر 1397 ] [ 08:45 ق.ظ ] [ علی ............. ]

...

ی عمر دنبال ی دروغ دویدم. دیگه خسته ام.



[ دوشنبه 12 آذر 1397 ] [ 12:25 ق.ظ ] [ علی ............. ]

...

شاید هرکی میاد تو این سایت و متن هارو میخونه فکر میکنه من روانی ام. ولی منو عشق روانی کرد. عشق به کسی که هیچ وقت معنی عشق رو نه فهمید نه درک کرد. اون ی نفر زندگیمو خراب کرد. شایدم من نفرین شده م. ولی حقیقت اینه که اون دنبال چیز دیگه ای بوده. وقتی میبینمش وقتی از جلوم رد میشه یا کنارم حرکت میکنه یا هیست حیس میکنم دروغه. فکر میکنم ی غریبه ست. چون رفتاراش چون حرفاش ی دروغه محضه. چشاش دروغه نگاهش دروغه. نمیدونم ولی تو این لحظه من به ته ته خط رسیدم هیچی برام مهم نیست هیچی.



[ دوشنبه 12 آذر 1397 ] [ 12:12 ق.ظ ] [ علی ............. ]

...

دیگه هیچی شو باور ندارم. زندگیم عین جهنم میمونه.



[ دوشنبه 12 آذر 1397 ] [ 12:11 ق.ظ ] [ علی ............. ]

سلام

دیوونه دوستت دارم



[ سه شنبه 22 آبان 1397 ] [ 02:39 ب.ظ ] [ علی ............. ]

....

خدایا خودت کمکم کن.



[ چهارشنبه 25 مهر 1397 ] [ 11:25 ب.ظ ] [ علی ............. ]

...



[ جمعه 30 شهریور 1397 ] [ 05:53 ب.ظ ] [ علی ............. ]

دلنوشته

تا میخوای فکرکنی واقعا رویاهات به حقیقت پیوسته تا میخوای حس کنی که همه چی خوبه ی عشق واقعیه لحظه اخر همه چی خراب میشه. چرا؟ چون اون طرفت تا ته قلبش باهات نیست.چون دروغ میگه.چون درپنش هیچ عشق و دوست داشتنی نیست.فقط با ی عادت زندگی کرده.هرکار هم کنه باز حقیقت درونش نمیزاره اون حقایق درونشو پنهان کنه. که هم به خودش هم به من دروغ میگه.


باید عاشق باشی که بفهمی چی میگم.باید عاشق باشی احساسمو حالمو درک کنی.

وقتی کسی درونش هیچ احساسی نباشه و واقعا ندونه عشق و دوست داشتن چیه ...


خیلی سخته زندگی رو تحمل کنی.

ی لحظه همه رویاهات سراب میشن همه باورات خراب میشن دنیاتو اب میبره



[ شنبه 24 شهریور 1397 ] [ 10:41 ب.ظ ] [ علی ............. ]

عشقم

ملیحه م عشقم نفسم خیلی عااااااشقتم.دارم باز بیشتر عااااشقت میشم.خیلی دوستت دارم



[ جمعه 23 شهریور 1397 ] [ 11:12 ق.ظ ] [ علی ............. ]

ملیح

عشقم وارد ی رویای جاوادانه شدم.تا حالا قدم تو همچین فضایی نزاشتم.



[ جمعه 26 مرداد 1397 ] [ 11:27 ب.ظ ] [ علی ............. ]

تعبیر یک رویا

بعد از 8 سال و چند ماه. 97/5/17. روز یکی شدن. وصال کیمیاترین و واقعی ترین عشق دنیا.



[ جمعه 19 مرداد 1397 ] [ 12:40 ق.ظ ] [ علی ............. ]

روز وصال

تو زمن پرس قدر روز وصال

تشنه داند که چیست آب زلال

ذوق آن جستن از قفس ناگاه

من شناسم نه مرغ فارغ بال

می‌توان مرد بهر آن هجران

کش وصال تو باشد از دنبال

این منم، این منم به خدمت تو

ای خوشم حال و ای خوشم احوال

این تویی، این تویی برابر من

ای خوشم بخت و ای خوشم اقبال

وحشی اسباب خوشدلی همه هست

ای دریغا دو جام مالامال



[ جمعه 15 تیر 1397 ] [ 10:10 ب.ظ ] [ علی ............. ]

چه شبا

چه شبا پنجره رو بستم تا

عطر یادت نره از خونه من
چه شبا که یاد تو بارون شد
تا سرازیر شه از گونه من

چه شبا که با خودم جنگیدم
بلکه سرنوشتمو عوض کنم
عشق با من متولد شده بود
نمیشد سرشتمو عوض کنم

کاش مهرت به دلم نمی نشست
تا که مبتلای پاییز نشم
عشق من کاش ندیده بودمت
تا با تنهایی گلاویز نشم

کاش ای کاش کنارم بودی
تا ببینی که چقدر دلتنگم
تا ببینی که دارم به خاطرت
با گذشته ی خودم میجنگم

حتی تو تلخ ترین لحظه ها
هیشکی اندازه ی تو شیرین نیست
حتی تو شادترینِ لحظه ها
هیچکی اندازه ی من غمگین نیست

بغض مثل رود راهی میشه و
توی دریای گلو میریزه
بین ما سنگ ترین دیواره
اما عاقبت فرو میریزه

کاش مهرت به دلم نمی نشست
تا که مبتلای پاییز نشم
عشق من کاش ندیده بودمت
تا با تنهایی گلاویز نشم

کاش ای کاش کنارم بودی
تا ببینی که چقدر دلتنگم
تا ببینی که دارم به خاطرت
با گذشته ی خودم میجنگم



[ جمعه 25 خرداد 1397 ] [ 03:11 ب.ظ ] [ علی ............. ]