ساده که باشی

ساده که باشی ؛ زود به همه چیز و همه کس دل می بندی …
ساده که باشی ؛ زود باور می کنی…
ساده که باشی ؛ همان کسانی که زود بهشان دل بسته بودی ، ترکت می کنند و گاهی طرد…
ساده که باشی ؛ دوست نداری کسی را رنجیده کنی ؛ به همین خاطر به جای انسان ها ، این بار به اشیاء دل میبندی!!! آری ، اشیاء!!


ساده که باشی پشت حرف‌های آدم‌ها دنبال منظور نمی‌گردی، برای جواب دادن به آدم‌ها دنبال هدف نمی‌گردی.ساده که باشی دنبال سود خودت نیستی، دنبال ضرر زدن به کسی که ازش بدت بیاید نیستی.ساده که باشی برای سلام دادن به آدم‌ها مشتاقانه چشمت دنبالشان می‌دود.


ساده که باشی همیشه به دیگری حق می‌دهی. خودت خودت را توجیه می‌کنی… شاید ناراحت بوده، شاید مشکلی داشته. اصلا شاید حق با او باشد. حالا چه اهمیتی دارد؟ این‌ها حرف‌هایی است که به خودت می‌گویی تا زودتر ناراحتی‌ات را فراموش کنی،تا نخواهی کسی را از دست بدهی…ساده که باشی زود به زود دلت برای آدم‌ها تنگ می‌شود. برای آن‌هایی که راحت با تو سرد می‌شوند. برای آن‌ها که بارها بخشیده‌ای و به روی خودت نیاورده‌ای، برای آن‌ها که عوض کارهاشان گله کنی بدهکار می‌شوی… 

ساده که باشی از اولش ساده‌ای، تا آخرش ساده‌ای…



[ پنجشنبه 20 اسفند 1394 ] [ 08:18 ب.ظ ] [ علی ............. ]