...

  1. خسته ام از این هوای تاریک و بارانی
از این دلتنگی و درد و پریشانی



خسته ام از این قلبهای بی احساس
از این گونه های خیس و التماس



خسته ام از این روزهای تنهایی
از این بیهوده امیدها به نور و رهایی


خسته ام از این حرفهای بی پایان
از این قلب نا امید و همیشه نالان

خسته ام از تیک تیک ساعت دیوار
از ناله های درد دل همیشه بیمار

خسته ام از این آدمک های زشت و بی قلب
از این دنیای بی رنگی و زمستون سرد

کاش میشد که آسمان را دوباره رنگ کنیم
خسته ام از این باغهای بی گل و بی رنگ و بی برگ

کاش میشد که دیگر حرفی برای گفتن نداشت
خسته ام از این شعرهای بی پایان و بی وزن





[ جمعه 16 فروردین 1398 ] [ 01:51 ق.ظ ] [ علی ............. ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات