پوچ پوچ

آه ای زندگی منم که هنوز

با همه پوچی از تو لبریزم

نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم
همه ذرات جسم خاکی من
از تو، ای شعر گرم، در سوزند
آسمانهای صاف را مانند
که لبالب ز بادهء روزند
با هزاران جوانه می خواند
بوتهء نسترن سرود ترا
هر نسیمی که می وزد در باغ
می رساند به او درود ترا
من ترا در تو جستجو کردم
نه در آن خوابهای رویایی
در دو دست تو سخت کاویدم
پر شدم، پر شدم، ز زیبائی
پر شدم از ترانه های سیاه
پر شدم از ترانه های سپید
از هزاران شراره های نیاز
از هزاران جرقه های امید
حیف از آن روزها که من با خشم
به تو چون دشمنی نظر کردم
پوچ پنداشتم فریب ترا
ز تو ماندم، ترا هدر کردم
غافل از آن که تو بجائی و من
همچو آبی روان که در گذرم
گمشده در غبار شوم زوال
ره تاریک مرگ می سپرم
آه، ای زندگی من آینه ام
از تو چشمم پر از نگاه شود
ورنه گر مرگ من بنگرد در من
روی آئینه ام سیاه شود


[ سه شنبه 13 آذر 1397 ] [ 12:09 ق.ظ ] [ علی ............. ]

...

تو از جنس دروغی ..... چهار ماه مزخرف رو بهم دادی. تو کی هستی؟؟؟، تو هیچی. زندگی عاشقانه با تو ؟؟؟ فقط ی کابوسه. گند زدی به زندگیم



[ دوشنبه 12 آذر 1397 ] [ 08:45 ق.ظ ] [ علی ............. ]

...

ی عمر دنبال ی دروغ دویدم. دیگه خسته ام.



[ دوشنبه 12 آذر 1397 ] [ 12:25 ق.ظ ] [ علی ............. ]

...

شاید هرکی میاد تو این سایت و متن هارو میخونه فکر میکنه من روانی ام. ولی منو عشق روانی کرد. عشق به کسی که هیچ وقت معنی عشق رو نه فهمید نه درک کرد. اون ی نفر زندگیمو خراب کرد. شایدم من نفرین شده م. ولی حقیقت اینه که اون دنبال چیز دیگه ای بوده. وقتی میبینمش وقتی از جلوم رد میشه یا کنارم حرکت میکنه یا هیست حیس میکنم دروغه. فکر میکنم ی غریبه ست. چون رفتاراش چون حرفاش ی دروغه محضه. چشاش دروغه نگاهش دروغه. نمیدونم ولی تو این لحظه من به ته ته خط رسیدم هیچی برام مهم نیست هیچی.



[ دوشنبه 12 آذر 1397 ] [ 12:12 ق.ظ ] [ علی ............. ]

...

دیگه هیچی شو باور ندارم. زندگیم عین جهنم میمونه.



[ دوشنبه 12 آذر 1397 ] [ 12:11 ق.ظ ] [ علی ............. ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات